"مرگ های مشکوک زنجیره ای" هنرمندان آزاداندیش پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران؟!

پس از طرح وارد شدن  وسایل پیش رفته ترور به ایران که به خلاف گذشته سوژه ترور  را نه با گلوله که با بیماری هایی نظیر حملات قلبی و مغزی و ایستهای تنفسی و بروز نشانه های سرطان های مختلف و...از میان بر می دارند،آنهم  درست   پس از انتخابات  در برخی سایتها و کنار هم قرار دادن برخی  اتفاقاتی که در جریان قتلهای زنجیره ای هنرمندان و نویسندگان در دهه هفتاد افتاد و برخی خودسری ها و تندروی ها در برخی نیروهای همیشه خودسر!! برخی فرانهادها؟! خواستم  پدیده"مرگ های مشکوک زنجیره ای" برخی از هنرمندان و نویسندگان را طرح کنم و درخواست کنم که دوستان دیگر هم با توجه به منتقد بودن این هنرمندان به وضع موجود  کشور و بروز این نگاه انتقاد آمیز در برخی آثار این عزیزان از دست رفته  در صورت ادامه یافتن این "مرگ های مشکوک زنجیره ای"به این پدیده واکنش نشان دهند تا  با آگاه کردن نهادهای مسئول ایرانی و بین المللی از بروز فاجعه جبران ناپذیر مشابه  قتلهای بی سرانجام زنجیره ای  نویسندگان جلوگیری  به عمل آید.
کم نیستند هنرمندانی که مرگ  به طرزی مشکوک در یکی - دوماهه اخیر در خانه آنان را کوبیده است. چند تن از هنرمندان ایرانی در همین دوره کوتاه، تسلیم خاموشی شده اند و تنی دیگر بر تخت بیمارستان ها با مرگ عموما زود رس در جدالند. پس از درگذشت هنرمند برجسته موسیقی ایرانی پرویز مشکاتیان که در ۳۰ شهریور اتفاق افتاد تا به امروز ،چند تن دیگر از هنرمندان ونویسندگان ایرانی به دیار خاموشی کوچ کرده اند که زنده یادان: مسعود رسام، مهدی سحابی، امیر قویدل. جمشید لایق، نیکو خردمند ... از آن جمله اند. 
و بعد از این همه مرگ، باز هم خبرهایی ناگوار به گوش رسید. به جز مرگ چهره های مشهور قلمرو هنر و ادبیات ایران در ماه مهرو آبان امسال، در هفته های گذشته دو چهره دیگر از از ادبیات و هنر بازیگری نیز در جدال با مرگ، کارشان به بیمارستان کشید. بهروز بقایی بازیگر تئاتروتلویزیون وسینما طی ماه گذشته به دلیل یک بیماری  سخت چند روز را را بر تخت بیمارستان گذراند. سکته مغزی گویا  بهروز، این بازیگر فهیم سینما و تئاتر را روانه بیمارستان کرد. خبر اولیه در باره این هنرمند گیلانی نگران کننده بود و پزشک معالجش در اواسط ماه آبان از وضع عمومی این بازیگر و کارگردان براز نگرانی کرد.
 بیماری، در آخرین روزهای ماه آبان به سراغ یکی معروفترین چهره ادبی هم رفت و او را هم چند روزی روانه بیمارستان کرد. بنا به نوشته روزنامه اعتماد، احمد رضا احمدی شاعر مشهور معاصر اواخر ماه گذشته در پی نارسایی قلبی در بخش مراقبت های ویژه بیماران قلبی بستری شد.
و امروز دوشنبه  بیست و یکم دی ماه 1389 پیکر محمد ایوبی نویسنده فقید ادبیات  از مقابل خانه هنرمندان ایران تشییع می‌شود.
به گزارش خبرنگار مهر، بنا به گفته اعظم کیان افراز مدیر انتشارات افراز و ناشر برخی آثار ایوبی این مراسم با حضور خانواده آن مرحوم و جمعی از اهالی فرهنگ و ادبیات در ساعت 10 صبح برگزار خواهد شد.
این ناشر محل خاکسپاری این نویسنده را بخش نام‌آوران بهشت زهرا عنوان کرد.
ایوبی در سال 1321 در اهواز دیده به جهان گشود. وی در رشته‌ زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرد. وی آثار زیادی در زمینه‌های داستان و نمایشنامه از خود به جا گذاشته‌ است.
محمد ایوبی امسال نامزد جایزه جلال آل احمد در بخش رمان بود که از حضور در مراسم این جایزه سر باز زده بود!

در کمال ناباوری این جایزه در این مراسم به هیچ کدام از نامزدهای بخش رمان اهدا نشد!

شادزی

/ 6 نظر / 34 بازدید
دوست

برخی نویسندگان مشهور معاصر هم همین روزها در بستر بیماری سخت با مرگ دست و پنجه نرم میکنند....اتفاقی نیست!..دست دشمن درمیان است.

معرفت

خوب چه عجب شهامت پیدا کردی و اومدی مطلب رو باز کردی؟ میدونی روزنامه اعتماد خبر داده که بیادی میخواد پرسپولیس رو هم مصادره کنه . همون پرسپولیسی که جز’ هویت ما ایرانی ها هست یعنی یا باید طرفدار تاج باشی و یا طرفدار پرسپولیس. حالا اومده یه تیم درست کرده که اسمش پرسپولیسه و معتقده که هیچ اشکالی بوجود نمییاد. دراینباره هم بنویس از قلم تو بر میاد نشه اون روزی که بریم توی ورزشگاه با همدیگه دعوا کنیم و به هم و به بازیکن های پرسپولیس فحش خارمادر بدیم. هویت زدایی از سوی شورای شهر ا کجا ادامه پیدا می کنه با رفتن هنرمندان پروژه هویت زدایی و خلق هویت نوین تسجیل می یابد. برخی رو می کشند و برخی رو کتمان می کنند و خلاصه چیز مشترکی برای مردم ایران باقی نخواهد ماند.

بابک

آخه چقدر توهم و خالی بندی !؟ اول که توهم تقلب زدین و.... حالا دیگه 4 تا تیاتری پیر و پاتال مردن وصل میکنی به قتلهای زنجیره ای !؟ این شیوه دروغ پراکنی و اکس زنی میرحسینیستی (توهم محوری) مثل اینکه تمومی نداره ؟! ایشالا وبلاگ درپیتت فیلتر کنن و نیز جز جیگر بزنی ! - البته من اینقدر هم ناجور با کسی حرف نمیزنم ولی تو دیگه گندش دراوردی ! تازه بگو خوب اگر بر فرض حکومت میخواست کسی رو ترور کنه دیگه سوژه بهتر از نیکو خردمند سراغ نداشت ؟! واقا که احمقانه منویسی اوسی جون [قهقهه][شکست]

لی لی

دادهای مان را زدیم...لرزهای مان را هم می ماند سکوت و انتظار تا کی نوبت شما برسد که گوشه کناری به مرگی طبیعی.... من و شازده کوچولو جزایر قناری یا تاسکانی بی خیال و سرخوش به قول لیدی اکت تین ایجری همین

ميرحسيني

برای تولدم چشم به راه نظرات و گرمای همیشگیتان هستم . کمی نقل و کمی کاچی کمی دود به دنیا آمدم اما کمی زود .... برای دل کوچکم هدیه نگاهتان را بیاورید [گل]