طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور و راه فرار پشت سر؟!

می گویند مردی وسط یک چهارراه ایستاد و شروع کرد به سمت کسانی که از روبرو می آمدند فحش خواهر و مادر دادن و فضیحت بار آورد.

بعد به سمت چپ برمی گردد و شروع می کند چپی ها را هم به فحش کشیدن. خوب که دلش خنک می شود به سمت راست برمی گردد و شروع می کند به بد و بیراه گفتن فجیع به راستی ها !

ظریفی از آنجا رد می شد و شاهد ماجرا بود. آرام می آید جلو و در گوش این مرد چیزی می گوید. مرد فحاش دستش را پایین می آورد و نگاهی به اطرافش می کند و سرش را پایین می اندازد و بر می گردد به سمت پشتش و می رود.

به ظریف می گویند توی گوشش چی گفتی که این آدم عصبانی دست برداشت و رفت؟

ظریف می گوید: حرف حساب زدم. توی گوشش گفتم اصلاً هرچی تو می گویی درست است! ولی بیچاره؛ تو  سه طرف چهار راه را که به فحش کشیدی، لااقل پشت سرت را برای در رفتن باز بذار و به پشت سری ها چیزی نگو!

باورکنید؛ همین!

بعد التحریر:

امشب مناظره جناب میر حسین موسوی و جناب احمدی نژاد؛ رئیس جمهور فعلی؟! را دیدم  و با خودم گفتم کاش ظریفی پیدا می شد و در گوش جناب رئیس جمهور قبل از این که پشت سرش را هم به فحش بکشد، حکایت راه فرار پشت سر را تعریف می کرد تا این طور احمدی نژاد سر چهارراه رسانه ملی دست به رجزخوانی و هماورد طلبی نزند! واقعاً به نظر شما آیا این نوع حرف زدن؛ به سخره گرفتن کلیت نظام و تمامی افراد رأس هرم حاکمیت نظام نیست؟ آیا این نوع صحبت کردن رئیس جمهوری ایران تحقیر تمامی ایرانیان و سرافکنده شدن همه اقوام آن را به دنبال ندارد؟ آیا این  برخورد و برخوردهایی عصبی و شتابزده و بی پروا از این دست؛ نشان از عدم بلوغ  و  کفایت سیاسی  رئیس جمهور  نیست؟

شما قضاوت کنید....

در مملکت معجزه و هاله و نیروهای غیبی؟! هر چیزی ممکن است!

(کسی چه می داند؟ شاید امشب طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور  به صورت 3 فوریت و اضطراری در مجلس مطرح شود و فردا شب در همین ساعت ؛ دیگر احمدی نژاد حتی کاندایدا هم نباشد چه رسد به رئیس جمهور؟!)

شادزی

/ 17 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهزاد بهادری2

تعریف هر چیزی ،اولین قدم در به بحث گذاشتن ان موضوع است . اما تعریف به هر شکلی که باشد در یک کلام توافقی و قراردادی است میان طرفین ان گفتگو و پیرامون چیزی که که مورد بحث است ،به این معنا که تعاریف اعتباری اند و به سختی می شود به تعریفی جامع و نهایی از موضوعی رسید،حالا هر چیزی که باشد .ان دسته تعاریفی هم که خود را یکه و نهایی نشان می دهند و دردسته ی گفتمان غالب جای می گیرند اتفاقاتی هستند که مورد پذیرش عموم قرار گرفته اند .این موضوع در مورد مسائلی که اساسا هویتی سیال و چارچوب ناپذیر دارند بیشتر نمود پیدا می کند و ما را وادار می کند مدام از توافقات قبلی چشم پوشی کنیم و دنبال تعاریف جدیدتری باشیم،مخصوصا در این محیط مجازی که متاسفانه در و پیکری هم ندارد و دردسرهایش چند برابر است و

بهزاد بهادری3

ابتذال از نگاه افراد مختلف تعابیر متفاوتی دارد ،چون هنوز ما یک دید واحد و یکسان و به یک تعریف مشترک از ابتذال نرسیده ایم .ابتذال از نظر من تعاریف گسترده و متفاوتی دارد و در ساختارهای مختلفی می گنجد و به ژانر خاصی هم محدود نبوده و نیست و نخواهد شد .به نظر من هر مولفی ایده اش را صادقانه روی کاغذ بپاشد ان ایده از ابتذال دور است « مثلا یکی از سر احساس همدردي و نوع دوستی برای مناطق جنگی دنیا شعر می گوید و یکی برای گرفتن چند سکه در چند جشنواره ،کار نفر اول قابل تقدیر است اما حرکت نفر دوم جز نان به نرخ روز خوری و ابتذال چیز بیشتری نیست » بنابراین نمی شود یک واژه ی گنگ را که معانی و تعابیر متفاوتی دارد را با طرح یک کلیت بزرگ به نام شعر پارسی به چالش کشید و از بین برد وقتی تعاریف ،از یک موضوع متفاوت است ،به هیچ وجه نمی شود از این تعاریف نا متعارف یک نتیجه ی واحد را بدست اورد .

حامد

ظاهرن آن حرف ها تا این لحظه فقط بر ما مردم گران آمده و از دید زعما عادی بوده است.

حامد

من حرف ات را می فهمم. مسلم است که برعکس تفکر آقای خاتمی ما به قهرمان نیازمندیم. احمدی نژاد این جا باهوش تر از خاتمی و جریان اصلاح طلب بود. این ها درس هایی دیرهنگام است.

حامد

و به نظر من اگر آن دوازده دقیقه ی طلایی نبود احمدی نژاد برنده ی اصلی این بازی بود.

کاکه تیغون

سلام برای برخی ها مهمترین راه همان راه به سوی پشت است. به پیش به سوی راه های بهتر!

پوریا

رییس جمهوری شهیر ایران کلا اگر سکوت می کرد برنده بود اما...

رابعه

سلام.. منتظر حضور و نظرات سبز شما هستم... http://www.MirHoseineaknoon.blogfa.com

نيشتر

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو گفتم که یک غزل بنویسم برای تو احساس می کنم که کمی پیرتر شدم احساس می کنم که شدم مبتلای تو برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو دل می دهم دوباره به طعم صدای تو از قول من بگو به دلت نرم تر شود بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو! دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد : یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم رخصت بده نفس بکشم در هوای تو باسلام وبلاگ زيبا وپر محتوايي داريد من قبلا هم به وبلاگت سر زده بودم از مطالبت لذت بردم خوشحال مي شم به من سر بزني ونظرت رو بگي... دیدم قدری گرفته ام انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر می رود من هم رفتم

fadayerahbar

سلام، من تعجب می‌کنم آیا رهبر ما هم از سپاه و قدس میترسند. چرا به اینها اجازه میدهند این طور مملکت را غارت کنند و حالا بروند در آمریکا سفیر عربستان را هم بخواهند بکشند. ما به اندازه کافی‌ بدبختی در ایران داریم. سپاه صاحب اصلی‌ ایران است، رفسنجانی‌ یک صاحب دیگش ، قدس از یک طرف و احمدی‌نژاد و فامیلهاش از یک طرف میدزدند همه دزدند خجالت نمیکشند وقتی‌ امام خمینی (ر‌ه) فوت کردند ایشون یک قران نداشتند. میگند محافظ انقلاب اسلامی هستند اگر این طور هست چرا هی‌ شرکت و کارخانه میخرند. یا خرج این سنی‌ها در غزه میکنند و یا سپاه میفرستند سوریه مردم را بکشند . به خدا اگر این سنی‌ها اجازه بدهند این دنیا، یک روز شیعه بشود.