سی مرغ می ‌‌آید؟!

    قابل توجه  پاسداران ولایت مطلقه فقیه ؛ این داستان به ولایت مطلقه فقیه؟! هیچ ارتباطی ندارد!! پس لطفاً وقت خود را با تهدید و فحاشی  به بنده هدر ندهید.              

                    سی مرغ می‌‌ آید؟!

خبر رسیده بود که سیمرغ می‌آید و هیچکس در آمدن او شک نداشت.
آنروز وقتی که برایمان از سیمرغ ، از مهربانی‌اش از آب و غذایی که با آمدنش به ما پرندگان می‌رسید؛ گفته بود، پاهایش را نشانمان داده بود که از ظلمی که براو رفته بود هنوز زخم هایی را از پا‌بندها بر پاهایش داشت. او جای خالی طوقی را برگردنش نشانمان داد که بدون پر مانده بود و خون مردگی هایی بر پرهای دور گردنش دیدیم.
 او برایمان گریست وبالهایش را برایمان رو به مشرق باز کرد و گفت: سیمرغ خواهد آمد و ما را از این ظلم آشکار که بر ما می‌رود خواهد رهانید.
ما او را تا آمدن سیمرغ به رهبری خودمان برگزیدیم او از همه بر ما آ‌گاهتر بود. ما نیز او را با تجربه می‌دانیستم. روزها می‌گذشت و هر روز بر خیل یارانش افزوده می‌شد. شایعاتی بر سرزبانها افتاده بود. ما کمتر او را می‌دیدم آن روزها شایعاتی یواش یواش بر سر زبانها می‌افتاد.
لک‌لک روزی که او را دید گفت: او چقدر شبیه سیمرغ است! گنجشک می‌گفت:که در خوابش سیمرغ را دیده که به طور غیر قابل باوری شبیه او بوده‌است!
وقتی که در یکی از سخنرانیهایش از شباهتهایتش به سیمرغ پرسیده شد؛ او در جواب فقط لبخند زده‌بود. اتفاقات دیگری هم می‌افتاد که ما آمدن سیمرغ را نزدیکتر می‌دیدیم. تخمهایی از لانه ها گم می‌شد. روز به روز بر جمعیت کرکسها افزوده‌می‌شد. آخر این هم یکی از نشانه‌های آمدن سیمرغ بود که او به ما گفته بود!
دیگر ما به ندرت او را می دیدیم یعنی بیشتر می‌شنیدیم که کسی او را دیده‌‌است .
جغد برایمان می‌گفت: او اصلاً شبیه سیمرغی که در افسانه‌‌ها آمده است؛ نیست. پس‌از مدتی جغد ناپدید شد و شنیدیم که این هم ازنشانه‌های نزدیک بودن آمدن سیمرغ است. دیگر کسی در شباهت او به سیمرغ شک نکرد. دیروز؛ خبر رسید که سیمرغ هنگام غروب خواهد آمد.
خورشید کاملاً درحال غروب کردن بود. امّا هنوز از سیمرغ خبری نبود! ناگهان ولوله‌‌ای درجمع افتاد و همه سرها به سمت آخرین شعاع‌ها‌ی خورشید چرخید. اشک در چشمانمان جمع شد و حتی بعضی بی صدا گریه می‌کردند. از هیجان آنچه می‌دیدیم قلبهایمان به شدت به تپش افتاده بود.
او می‌آمد. او به همراه بیست ‌و نه کرکس دیگر وشک نکردیم که او خود سیمرغ است……


پاییز 1376
بازنویسی بهمن 1381
 
شادزی

/ 1 نظر / 33 بازدید
بفریبا

بسیار عالی بود .و همین طور که گفته بودید هیچ ارتباطی با ((ولایت مطلقه فقیه )) ندارد. منتظر سیمرغ نیستیم ! ولی منتظر نوشته های بعدیت خواهیم بود.