عذرخواهی!

از همه دوستانی که با هم در کافه تیتر قرار گذاشته بودیم برای نقد کتاب«شمایل لرزان مردها» عذر خواهی می کنم.
کتاب هادی نودهی را خوانده بودم و اتفاقاً خوشم آمده بود . البته حرفها و انتقاداتی هم راجع به آن داشتم . نه اشتباه نکنید برای دیدن بازی افتتاحیه آلمان - کاستاریکا نبود که به جلسه نیامدم! راستش مسافر بودم. تا چهارشنبه 31 خرداد ما ه 1385 هم آنقدر گرفتارم که نمی توانم بیایم . یعنی اصلاً دسترسی به اینترنت ندارم و قادر به به روز کردن وبلاگ نیستم. اما نقد کتاب هادی نودهی را می نویسم و در وبلاگ می گذارم. نقدی مفصل که بخشی از آن را نوشته ام.
بنابر این قرار ما دو هفته دیگر جمعه 2 تیرماه ساعت 18:30 دقیقه در کافه تیتر.

شاد زی

/ 9 نظر / 11 بازدید
هيوا

سلام من هیوا هستم می خواستم ببینم تو تجربه ای درباره اسرار و ماوراء داری؟اگر دوست داشتی وبلاگ من درباره اسرار الهی است امیدوارم خوشت بیاد. اگر تجربه ای داری حتما بهم بگو… مطالب وبلاگت را خواندم خوب می نویسی موفق باشی .

سايه

سلام پس شما هم کافه تيتری هستين! از آشنايی با وبلاگتون خوشحالم.

koooootah

سلام.فقط دلم تنگ شده بود

آرزو

سلام من جيگر اين پسرتو برم با اين کله درخشانش . نه برادر من خيلی رو نظر من حساب کردی .ما اول راهيم هنوز. اميدوارم بتونم اين هفته بيام.در ضمن وبلاگ قابل تحمل داری.

koooootah

سلام.نوشته هام رو ميذارم تا راهنمايی بگيرم.چرا ناراحت شم؟به عکس خوشحال ميشم .اما کارور رو نميشناسم...حس ميکنم نشناسم بهتر باشه

علی پسر دریا

سلام تبریک میگم آغازی دوباره را.

محمد آ قازاده

سلام از اینکه میزبان شما بودم . خوشحا لم . هدیه ای که برایم آ ورد ی دلم را شاد کرد. حجم درد ها حد نوشتن را باید تعیین کند . ولی در شرایط امروز این فرمول جواب نمی دهد . حرفت را به درون برده ام و به خود فرصت می دهم تا ته نشین شود . سپاسگذارت می مانم و با تزئین نام وبلاکت در وبلا گم این شوق را در خود می رورم که مرتب بخوانمت

ا.ا

ده بنويس ديگه پسر...حوصلمونو سربردی! مخلص