عشق…
آره داداش يه جورايي حال مي‌كنيم .
ميدوني وقتي يكي رو مي‌بينم كه داره زير علم لنگ لنگ مي‌زنه و تيلي تيلي مي‌خوره. يا يكي ديگه كه و قتي مي‌بيني فكر مي‌كني كه ديونه است اما مجلس كه تموم مي‌شه مي‌‌بيني موبايلش رو روشن مي‌كنه و مي‌گه: مونس …
وقتي حاج مرتضي رو مي‌بينم كه اون طور زير ديگو با اون كمر داغونو آرتروزي مي‌گيره و مي‌گه قربون مرامت اباالفضل يك جورهايي حال مي‌كنم.
آره اين ماه رو ما هم ميدونيم با چي مست كنيم و حال كنيم.
نه اون جوري نگام نكن مي‌گي نه؟ بيا امشب هيأت . آره اين يه ماه كارو بار رو بي‌خيال. جوش نزن مي‌رسه بالاخره يه اوس كريمي هم هست كه عشقشه تياتر مارو ببينه و حال كنه.
قرارمون امشب هيأت ..
ياحسين ..
عزت زياد .